عبد الرضا سالار بهزادى
38
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
محدودى دست به عمل يازيده باشد ، « عمل » او ابعادى وسيع در گسترهء انسانيت و حداقل حيات و سرنوشت يك قوم پيدا مىكند ؛ ديگر اهميتى ندارد كه انگيزههاى اوّليهء « عامل » و منظور او چه بوده است . « عمل » او با نتايجى كه در زندگى آحاد انسانى و جوامع بشرى بجاى مىگذارد معنا مىيابد ؛ و معمولا « قهرمانسازان » تاريخ نيز كه اين امر را كه عملى با انگيزهاى محدود و كوچك ابعادى وسيع و سرنوشتساز براى جامعهاى بيابد ، چندان دلچسب نمىيابند و دست به آفرينش شخصيت و مكتب و « تفكر » براى « عامل » مىزنند و به اين ترتيب پس از گذر چند سالى و نسلى از شخصى كه گسترههاى انديشهاش هرگز به حدودى كه بوى نسبت داده شده نزديك نمىگرديد قهرمانى فيلسوف كه شب و روز جز آزادى و اعتلاى نوع بشر فكر و ذكرى نداشته است ساخته مىشود ! * * * بهرصورت نكتهء ديگرى كه در مورد نظريهء جناب باستانى دربارهء وارثان نان و آب مشروطيت در كرمان لازم به تذكر است ، باز بدين موضوع بازمىگردد كه در ليست ارائه شده از سوى استاد هرچند كه نسبتهاى خانوادگى كه ايشان در مورد اين افراد ذكر نمودهاند كاملا صحيح است ، امّا روابط سياسى اين خانوادهها براساس اين نسبتها استوار نبوده و حتى گاهى اين نسبتها اثر عكس مورد انتظار را در اين گونه روابط داشتهاند و همهء آنها كه به محيط اجتماعى و سياسى كرمان آشنايى حتى مختصرى دارند ، بدين امر به خوبى واقعند . بعنوان نمونه استاد در ليست خود از منسوبين وكيل الملك كه به مجلس شوراى ملّى راه يافتهاند ، مرحوم على اكبر خان سالار بهزادى ( سالار اسعد ) و مرحوم زين العابدين خان سالار بهزادى پسر مرحوم سالار اسعد را چنين معرفى مىكنند : « زين العابدين خان سالار بهزادى پسر على اكبر خان سالار بهزادى پسر زين العابدين خان اسعد الدوله ، داماد ابراهيم خان سرتيپ از بستگان سردار مجلل بمى داماد سردار نصرة پسر مرتضى قلى خان ، پسر وكيل الملك . . . » ( مقدمهء پيغمبر دزدان ص 101 ) « بستگى » بين ابراهيم خان سرتيپ ( سعد الدوله ) و سردار مجلل ( غلامحسين خان عامرى ) كه استاد بدان اشاره مىكنند همانطور كه قبلا ذكر گرديد از اين قرار بود كه غلامحسين خان سردار مجلل برادرزادهء همسر ابراهيم خان سعد الدوله و داماد سعد الدوله بود ، يعنى دختر سعد الدوله را كه دختر عمهاش مىشد در عقد ازدواج خود داشت ، امّا اين ازدواج پس از چند سالى به متاركه انجاميد و مرحوم غلامحسين خان سردار مجلل بعدا در 1325 ه . ق . با دختر مرحوم حسين خان عدل السلطنه اسفنديارى - سردار نصرت بعدى - ازدواج نمود . نيز مرحوم على اكبر خان سالار بهزادى - سالار اسعد - داماد مرحوم سردار مجلل يعنى شوهر نصرت خانم دختر سردار مجلل از « خانم سعد الدوله » دختر ابراهيم خان سعد الدوله - دختر خالهء خود سالار اسعد - بود و مرحوم زين العابدين خان سالار بهزادى هم نوهء سردار مجلل بشمار مىرفت . امّا بر خلاف نظر استاد باستانى اين نسبتهاى خانوادگى به شرح فوق نبودند كه عامل تضمين كنندهء وكالت مرحوم سالار اسعد ( در دورهء پانزدهم ) و مرحوم زين العابدين خان سالار بهزادى ( در ادوار شانزدهم ، هيجدهم ، نوزدهم ، و بيستم ) در مجلس شوراى ملّى گرديدند ، چه قدمت و نفوذ اين خانواده در بم ( مرحوم سالار اسعد پسر زين العابدين خان اسعد الدوله و نوهء ابراهيم خان اسعد الدوله بود ) به زمانى بس دور تر و قديمتر از اين ازدواجها و به وجود آمدن اين نسبتها بازمىگردد و واقعيت جالب توجه - از نظر تئورى استاد - اينست كه